على رفيعى

89

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

بزرگوار ، توانى برايش نماند و قدرت رزم و دفاع از او سلب شد . ناچار از اسب بر زمين آمد . امّا يزيديان از ترس ، به آن حضرت نزديك نمىشدند . « شمر » فرياد كشيد : « منتظر چه هستيد ؟ ! كارش را تمام كنيد . » مزدوران ، بر امام ( ع ) نزديك شدند . نامردى با شمشير دست چپش را بريد . ديگرى ، ضربتى برشانهء راستش فرود آورد . سوّمى ، با نيزه بر آن حضرت تاخت ، و سرانجام « شمر » سر از پيكرش جدا كرد . « 1 » سلام و صلوات خدا و پيامبر و مؤمنان بر او ، و ياران جان نثارش ، و لعنت و نفرين ابدى بر قاتلان و مسبّبان قتلش باد .

--> ( 1 ) - ر . ك . الارشاد ، 242 .